ديوان شمس› غزل ١٨٧٢› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۷۲
- ای شیخ پر از دعوی وی صورت بیمعنی نابوده و بنموده رو کم ترکوا برخوان
G1872:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان·وی حرص تو افزوده رو کم ترکوا برخوان
- 2 از اسپک و از زینک پربادک و پرکینک·وز غصه بیالوده رو کم ترکوا برخوان
- 3 در روده و سرگینی باد هوس و کینی·ای غافل آلوده رو کم ترکوا برخوان
- 4 ای شیخ پر از دعوی وی صورت بیمعنی·نابوده و بنموده رو کم ترکوا برخوان
- 5 منگر که شه و میری بنگر که همیمیری·در زیر یکی توده رو کم ترکوا برخوان
- 6 آن نازک و آن مشتک آن ما و من زشتک·پوسیده و فرسوده رو کم ترکوا برخوان
- 7 رخ بر رخ زیبایان کم نه بنگر پایان·رخسار تو فرسوده رو کم ترکوا برخوان
- 8 گر باغ و سرا داری با مرگ چه پا داری·در گور گل اندوده رو کم ترکوا برخوان
- 9 رفتند جهان داران خون خواره و عیاران·بر خلق نبخشوده رو کم ترکوا برخوان
- 10 تابوت کسان دیده وز دور بخندیده·وان چشم تو نگشوده رو کم ترکوا برخوان
- 11 بس کن ز سخن گویی از گفت چه می جویی·ای بادبپیموده رو کم ترکوا برخوان
ganjoor: sh1872 · public domain