ديوان شمس› غزل ١٨٨٣› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۳
- این باید و آن باید از شرک خفی زاید آزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن
G1883:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بی او نتوان رفتن بیاو نتوان گفتن·بی او نتوان شستن بیاو نتوان خفتن
- 2 ای حلقه زن این در در باز نتان کردن·زیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی گردن
- 3 گردن ز طمع خیزد زر خواهد و خون ریزد·او عاشق گل خوردن همچون زن آبستن
- 4 کو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهد·چون مرغ دل او پرد زین گنبد بیروزن
- 5 این باید و آن باید از شرک خفی زاید·آزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن
- 6 آن باید کو آرد او جمله گهر بارد·یا رب که چهها دارد آن ساقی شیرین فن
- 7 دو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانه·او خواجه و من بنده پستی بود و روغن
ganjoor: sh1883 · public domain