ديوان شمس› غزل ١٨٨٨› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۸
- پی بوسه گل را که فر بخشد مل را جهانی است زبانها برون کرده چو سوسن
G1888:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن·اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن
- 2 چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است·شوم جان مجرد برون آیم از این تن
- 3 مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت·گر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن
- 4 پی بوسه گل را که فر بخشد مل را·جهانی است زبانها برون کرده چو سوسن
- 5 غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید·هلا بوسه مخواهید از آن دلبر توسن
- 6 درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم·شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن
- 7 دَرِ گفت فروبند و گشا روزن دل را·ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن
ganjoor: sh1888 · public domain