ديوان شمس غزل ١٩٠٢ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۰۲

  1. عدم دریاست وین عالم یکی کف سلیمانی است وین خلقان چو موران

G1902:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 چرا منکر شدی ای میر کوران·نمی‌گویم که مجنون را مشوران
  2. 2 تو می گویی که بنما غیبیان را·ستیران را چه نسبت با ستوران
  3. 3 در این دریا چه کشتی و چه تخته·در این بخشش چه نزدیکان چه دوران
  4. 4 عدم دریاست وین عالم یکی کف·سلیمانی است وین خلقان چو موران
  5. 5 ز جوش بحر آید کف به هستی·دو پاره کف بود ایران و توران
  6. 6 در آن جوشش بگو کوشش چه باشد·چه می لافند از صبر این صبوران
  7. 7 از این بحرند زشتان گشته نغزان·از این موجند شیرین گشته شوران
  8. 8 نپردازی به من ای شمس تبریز·که در عشقت همی‌سوزند حوران

ganjoor: sh1902 · public domain