ديوان شمس› غزل ١٩٠٨› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۰۸
- چو از راهت ببردم شرط نبود میان راه ترک دوست کردن
G1908:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نتانی آمدن این راه با من·کجا دارد هریسه پای روغن
- 2 ولی همراهی و با تو بسازم·که چشم من به روی توست روشن
- 3 چو از راهت ببردم شرط نبود·میان راه ترک دوست کردن
- 4 بغلهایت بگیرم همچو پیران·چو طفلانت نهم گاهی به گردن
- 5 چو آدم توبه کن از خوشه چینی·چو کشتی بذر آن توست خرمن
- 6 دهان بربند گوش فهم بستهست·مگو چیزی که می ناید به گفتن
ganjoor: sh1908 · public domain