ديوان شمس› غزل ١٩٢٠› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۲۰
- من بیتو نیم ولیک خواهم آن باتویی که هست پنهان
G1920:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دیر آمدهای مرو شتابان·ای رفتن تو چو رفتن جان
- 2 دیر آمدن و شتاب رفتن·آیین گل است در گلستان
- 3 گفتی چونی چنانک ماهی·افتاده میان ریگ سوزان
- 4 چون باشد شهر شهریارا·بی دولت داد و عدل سلطان
- 5 من بیتو نیم ولیک خواهم·آن باتویی که هست پنهان
- 6 شب پرتو آفتاب هم هست·خاصه به تموز گرم و تفسان
- 7 قانع نشود به گرمی او·جز خفاشی ز بیم مرغان
- 8 گرمی خواهند و روشنی هم·مرغان که معودند با آن
- 9 ما وصف دو جنس مرغ گفتیم·بنگر ز کدامی ای غزل خوان
ganjoor: sh1920 · public domain