ديوان شمس غزل ١٩٢٨ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۲۸

  1. اندیشه چو دزد در دل افتاد مستم کن و دزد را فنا کن

G1928:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای دوست عتاب را رها کن·تدبیر دوای درد ما کن
  2. 2 ای دوست جدا مشو تو از ما·ما را ز بلا و غم جدا کن
  3. 3 اندیشه چو دزد در دل افتاد·مستم کن و دزد را فنا کن
  4. 4 شادی ز میان غم برانگیز·در عالم بی‌وفا وفا کن

ganjoor: sh1928 · public domain