ديوان شمس› غزل ١٩٣٥› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
- شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق سجده آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
G1935:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان·گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
- 2 از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو·این چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
- 3 چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم·عاشق ناشی مباش و رو مگردان هان و هان
- 4 راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب·سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان
- 5 پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است·مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان
- 6 شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق·سجده آرم بر زمین و جان سپارم در زمان
- 7 مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس·مرغ گوید من تو را خواهم قفس را بردران
ganjoor: sh1935 · public domain