ديوان شمس› غزل ١٩٤٥› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۴۵
- چیست این باد خزانی آن دم انکار تو چیست آن باد بهاری آن دم اقرار من
G1945:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من·هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
- 2 خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست·ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من
- 3 هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است·منگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من
- 4 در بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمین·چون بهار من بیاید بردمد اسرار من
- 5 چون به گلزار زمین خار زمین پوشیده شد·خارخار من نماند چون دمد گلزار من
- 6 هر کی بیمار خزان شد شربتی خورد از بهار·چون بهار من بخندد برجهد بیمار من
- 7 چیست این باد خزانی آن دم انکار تو·چیست آن باد بهاری آن دم اقرار من
ganjoor: sh1945 · public domain