ديوان شمس› غزل ١٩٥٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · G1955 · ٨ بيتًا
غزل شمارهٔ ۱۹۵۵
افتح أي بيت لصفحته الخاصة — الترجمة، الشرح، والكلمات الصعبة.
- G1955:1 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیانهوشیاری در میان بیخودان و مستیان
- G1955:2 بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدامتا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
- G1955:3 یار دعوی می کند گر عاشقی دیوانه شوسرد باشد عاقلی در حلقه دیوانگان
- G1955:4 گر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیستور درآید عاشقی دستش بگیر و درکشان
- G1955:5 عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملولتشنه هرگز عیب داند دید در آب روان
- G1955:6 عقل منکر هیچ گونه از نشانها نگذردبی نشان رو بینشان تا زخم ناید بر نشان
- G1955:7 یوسفی شو گر تو را خامی بنخاسی بردگلشنی شو گر تو را خاری نداند گو مدان
- G1955:8 عیسیی شو گر تو را خانه نباشد گو مباشدیدهای شو گرت روپوشی نماند گو ممان
ganjoor: sh1955 · public domain