ديوان شمس› غزل ١٩٦٢› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۶۲
- باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
G1962:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من·بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
- 2 حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او·از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن
- 3 باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او·بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
- 4 مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار·چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
- 5 ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش·صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن
ganjoor: sh1962 · public domain