ديوان شمس› غزل ١٩٨٤› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۸۴
- چه شراب است کز آن بو گلتر آهوی ناف است به زمستان نه که دیدی همه را چون سگ گرگین
G1984:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین·صدقات تو روان است به هر بیوه و مسکین
- 2 صدقات تو لطیف است توان خورد دو صد من·که نداند لب بالا و نجنبد لب زیرین
- 3 هله ای باغ نگویی به چه لب باده کشیدی·مگر اشکوفه بگوید پنهان با گل و نسرین
- 4 چه شراب است کز آن بو گلتر آهوی ناف است·به زمستان نه که دیدی همه را چون سگ گرگین
- 5 هله تا جمع رسیدن بده آن می به کف من·پس من زهره بنوشد قدح از ساعد پروین
- 6 وگر آن مست نهد سر که رباید ز تو ساغر·مده او را تو مرا ده که منم بر در تحسین
- 7 چه کند باده حق را جگر باطل فانی·چه شناسد مه جان را نظر و غمزه عنین
- 8 هنر و زر چو فزون شد خطر و خوف کنون شد·ملکان را تب لرز است و حریر است نهالین
- 9 چو مه توبه درآمد مه توبه شکن آمد·شکنش باد همیشه تو بگو نیز که آمین
ganjoor: sh1984 · public domain