ديوان شمس غزل ٢٠٨٨ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

  1. درآیی درآیم بگیری بگیرم بگویی بگویم علامات مستان

G2088:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ببردی دلم را بدادی به زاغان·گرفتم گروگان خیالت به تاوان
  2. 2 درآیی درآیم بگیری بگیرم·بگویی بگویم علامات مستان
  3. 3 نشاید نشاید ستم کرد با من·برای گریبان دریدن ز دامان
  4. 4 بیاور بیاور شرابی که گفتی·مگو که نگفتم مرنجان مرنجان
  5. 5 شرابی شرابی که دل جمع گردد·چو دل جمع گردد شود تن پریشان
  6. 6 نخواهم نخواهم شرابی بهایی·از آن بحر بگشا شراب فراوان
  7. 7 ز تو باده دادن ز من سجده کردن·ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان
  8. 8 چنانم کن ای جان که شکرم نماند·وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان
  9. 9 بجوشان بجوشان شرابی ز سینه·بهاری برآور از این برگ ریزان
  10. 10 خرابم کن ای جان که از شهر ویران·خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان
  11. 11 خمش باش ای تن که تا جان بگوید·علی میر گردد چو بگذشت عثمان
  12. 12 خمش کردم ای جان بگو نوبت خود·توی یوسف ما توی خوب کنعان

ganjoor: sh2088 · public domain