ديوان شمس غزل ٢١٠٤ بيت ١٠ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۰۴

  1. عشق چو مغز است جهان همچو پوست عشق چو حلوا و جهان چون تیان

G2104:10

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 شب که جهان است پر از لولیان·زهره زند پرده شنگولیان
  2. 2 بیند مریخ که بزم است و عیش·خنجر و شمشیر کند در میان
  3. 3 ماه فشاند پر خود چون خروس·پیش و پسش اختر چون ماکیان
  4. 4 دیده غماز بدوزد فلک·تا که گواهی ندهد بر کیان
  5. 5 خفته گروهی و گروهی به صید·تا کی کند سود و کی دارد زیان
  6. 6 پنج و شش است امشب مهره قمار·سست میفکن لب چون ناشیان
  7. 7 جام بقا گیر و بهل جام خواب·پرده بود خواب و حجاب عیان
  8. 8 ساقی باقی است خوش و عاشقان·خاک سیه بر سر این باقیان
  9. 9 زهر از آن دست کریمش بنوش·تا که شوی مهتر حلواییان
  10. 10 عشق چو مغز است جهان همچو پوست·عشق چو حلوا و جهان چون تیان
  11. 11 حلق من از لذت حلوا بسوخت·تا نکنم حلیه حلوا بیان

ganjoor: sh2104 · public domain