ديوان شمس غزل ٢١٤٨ بيت ٧ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۴۸

  1. سایه توست ای پسر هر چه برست ای پسر سایه فکند ای پسر در دو جهان همای تو

G2148:7

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو·آینه بین به خود نگر کیست دگر ورای تو
  2. 2 بوسه بده به روی خود راز بگو به گوش خود·هم تو ببین جمال خود هم تو بگو ثنای تو
  3. 3 نیست مجاز راز تو نیست گزاف ناز تو·راز برای گوش تو ناز تو هم برای تو
  4. 4 خیز ز پیشم ای خرد تا برهم ز نیک و بد·خیز دلا تو نیز هم تا نکنم سزای تو
  5. 5 هم پدری و هم پسر هم تو نیی و هم شکر·کیست کسی بگو دگر کیست کسی به جای تو
  6. 6 بسته لب تو برگشا چیست عقیق بی‌بها·کان عقیق هم تویی من چه دهم بهای تو
  7. 7 سایه توست ای پسر هر چه برست ای پسر·سایه فکند ای پسر در دو جهان همای تو

ganjoor: sh2148 · public domain