ديوان شمس› غزل ٢١٥٦› بيت ٧ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۵۶
- در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر شاد و به برگ و با نوا زان شجرم به جان تو
G2156:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو·وز می نو که دادهای جان نبرم به جان تو
- 2 زخم گران همیکشم زخم بزن که من خوشم·گرچه درون آتشم جمله زرم به جان تو
- 3 هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد·گرچه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو
- 4 شکل طبیب عشق تو آمد و داد شربتی·خوردم از آن و هر نفس من بترم به جان تو
- 5 نور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شود·تو چو مهی به جان من من بصرم به جان تو
- 6 هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش·آه که چنین خراب من از نظرم به جان تو
- 7 در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر·شاد و به برگ و با نوا زان شجرم به جان تو
ganjoor: sh2156 · public domain