ديوان شمس› غزل ٢١٧٩› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۷۹
- کلوخی بر لب خود مال با خلق شکر را گیر در دندان و میرو
G2179:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 تو جام عشق را بستان و میرو·همان معشوق را میدان و میرو
- 2 شرابی باش بی خاشاکِ صورت·لطیف و صاف همچون جان و میرو
- 3 یکی دیدار او صد جان به ارزد·بده جان و بخر ارزان و میرو
- 4 چو دیدی آن چنان سیمینبری را·بده سیم و بنه همیان و میرو
- 5 اگر عالم شود گریان تو را چه؟·نظر کن در مه خندان و میرو
- 6 اگر گویند زرّاقی و خالی·بگو هستم دوصد چندان و میرو
- 7 کلوخی بر لب خود مال با خلق·شکر را گیر در دندان و میرو
- 8 بگو: " آن مه مرا باقی شما را·نه سر خواهیم و نی سامان" و میرو
- 9 کی است آن مه خداوند شمس تبریز·درآ در ظل آن سلطان و میرو
ganjoor: sh2179 · public domain