ديوان شمس› غزل ٢١٨٠› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۸۰
- ز شهر پرتب و لرزه بجستی به شادی ساکن دارالامان شو
G2180:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 از این پستی به سوی آسمان شو·روانت شاد بادا خوش روان شو
- 2 ز شهر پرتب و لرزه بجستی·به شادی ساکن دارالامان شو
- 3 اگر شد نقش تن نقاش را باش·وگر ویران شد این تن جمله جان شو
- 4 وگر روی از اجل شد زعفرانی·مقیم لاله زار و ارغوان شو
- 5 وگر درهای راحت بر تو بستند·بیا از راه بام و نردبان شو
- 6 وگر تنها شدی از یار و اصحاب·به یاری خدا صاحب قران شو
- 7 وگر از آب و از نان دور ماندی·چو نان شو قوت جانها و چنان شو
ganjoor: sh2180 · public domain