ديوان شمس› غزل ٢١٩٨› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۹۸
- گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو
G2198:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو·گر نخواهی کبر را رو بیتکبر خاک شو
- 2 خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من·هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو
- 3 هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو·گر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو
- 4 گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست·ور ز کبر و خشم دلشادی برو غمناک شو
- 5 خشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین·خشم از شیران چو دیدی سر بنه شیشاک شو
- 6 لقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخور·لقمه از لولاک گیر و بنده لولاک شو
- 7 رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز·چند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو
ganjoor: sh2198 · public domain