ديوان شمس› غزل ٢٢٢٥› بيت ٨ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۲۵
- جست و جویی در دلم انداختی تا ز جست و جو روم در جوی تو
G2225:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 شکر ایزد را که دیدم روی تو·یافتم ناگه رهی من سوی تو
- 2 چشم گریانم ز گریه کند بود·یافت نور از نرگس جادوی تو
- 3 بس بگفتم: «کو وصال و کو نجاح؟»·برد این کو کو مرا در کوی تو
- 4 از لب اقبال و دولت بوسه یافت·این لبان خشک مدحت گوی تو
- 5 تیر غم را اسپری مانع نبود·جز زرههایی که دارد موی تو
- 6 آسمان جاهی که او شد فرش تو·شیرمردی کو شود آهوی تو
- 7 شاد بختی که غم تو قوت اوست·پهلوانی کو فتد پهلوی تو
- 8 جست و جویی در دلم انداختی·تا ز جست و جو روم در جوی تو
- 9 خاک را هایی و هویی کی بدی·گر نبودی جذب های و هوی تو؟!
- 10 آب دریا تا به کعب آید ورا·کو بیابد بوسه بر زانوی تو
- 11 بس! که تا هر کس رود بر طبع خویش·جمله خلقان را نباشد خوی تو
ganjoor: sh2225 · public domain