ديوان شمس غزل ٢٢٣٣ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۳۳

  1. زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد از بخل جان نمی‌کنم ای ترک گفت و گو

G2233:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو·آیی به حجرهٔ من و گویی که گَل برو
  2. 2 تو ماه تُرکی و من اگر تُرک نیستم·دانم من این قدر که به تُرکی است آب سو
  3. 3 آب حیات تو گر ازین بنده تیره شد·ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک‌خو
  4. 4 رزق مرا فراخی از آنْ چشمِ تنگِ توست·ای تو هزار دولت و اقبال توبه‌تو
  5. 5 ای ارسلان قِلِج مَکِش از بهر خون من·عشقت گرفت جملهٔ اجزام موبه‌مو
  6. 6 زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد·از بخل جان نمی‌کنم ای ترک گفت و گو
  7. 7 بر ما فسون بخواند ککجک ای قشلرن·ای سزدش تو سیرک سزدش قنی بجو
  8. 8 نام تو تَرک گفتم از بهر مغلطه·زیرا که عشق دارد صد حاسد و عدو
  9. 9 دَک تور شنیدم از تو و خاموش ماندام·غماز من بس است در این عشق رنگ و بو

ganjoor: sh2233 · public domain