ديوان شمس غزل ٢٢٤٣ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۴۳

  1. گِل چو به پستی نشست آب کنون روشن‌ست رفت کنون از میان آنِ من و آنِ تو

G2243:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 آینهٔ جان شده چهرهٔ تابان تو·هر دو یکی بوده‌ایم، جان من و جان تو
  2. 2 ماهِ تمام دُرست! خانهٔ دل آن توست·عقل که او خواجه بود بنده و دربان تو
  3. 3 روح ز روز الست بود ز روی تو مست·چند که از آب و گِل بود پریشان تو
  4. 4 گِل چو به پستی نشست آب کنون روشن‌ست·رفت کنون از میان آنِ من و آنِ تو
  5. 5 قیصر رومی کنون زنگیکان را شکست·تا به ابد چیره باد دولت خندان تو
  6. 6 ای رخ تو همچو ماه، ناله کنم گاه گاه·ز آنک مرا شد حجاب، عشق سخندان تو

ganjoor: sh2243 · public domain