ديوان شمس› غزل ٢٢٩٥› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۹۵
- فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره
G2295:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره·دلم بردی نمیدانم چه آوردی دگرباره
- 2 فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت·که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره
- 3 برای ماه بیچون را کشیدی جور گردون را·مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره
- 4 بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش·به عشق روی آن مه وش برون از چرخ و استاره
- 5 بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من·که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره
- 6 اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین·بزن که زخم بردارد چه باید کرد بیچاره
- 7 دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه·بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره
ganjoor: sh2295 · public domain