ديوان شمس غزل ٢٣١٧ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۱۷

  1. صد ماه یقینم شد اندر دل شب پنهان صد نور یقین دیدم مشتاق شکی بوده

G2317:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده·جان من و جان تو در اصل یکی بوده
  2. 2 در خانه نقشینی دیدم صنم چینی·خون خواره صد آدم جان ملکی بوده
  3. 3 صد ماه یقینم شد اندر دل شب پنهان·صد نور یقین دیدم مشتاق شکی بوده
  4. 4 گفتم به ایاز ای حر محمود شدی آخر·در شاه چه جا کردی ای آیبکی بوده
  5. 5 ای سگ که ز اصحابی در کهف تو در خوابی·چون شیر خدا گشتی اول سگکی بوده
  6. 6 ای ماهی در آتش تو جانب دریا کش·ای پیشتر از عالم در وی سمکی بوده
  7. 7 شمس الحق تبریزم همرنگ تو می‌خیزم·من مرده تو گرد من بحر نمکی بوده

ganjoor: sh2317 · public domain