ديوان شمس غزل ٢٣٣٨ بيت ٢ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۳۸

  1. تویی خورشید وز تو گرم عالم یکی تابش بر آه سرد من نه

G2338:2

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بیا دل بر دل پردرد من نه·بیا رخ بر رخان زرد من نه
  2. 2 تویی خورشید وز تو گرم عالم·یکی تابش بر آه سرد من نه
  3. 3 چو مهره توست مهر جمله دل‌ها·بر این نطع هوای نرد من نه
  4. 4 بیار آن معجز هر مرد و زن را·به پیش دشمن نامرد من نه
  5. 5 به هر شرطی که بنهی من مطیعم·ولیکن شرط من درخورد من نه
  6. 6 کلاه لطف خود با تارک من·برای بوش و بردابرد من نه
  7. 7 از آن گردی که از دریا برآری·بیار آن گرد را بر گرد من نه
  8. 8 به هر باده نمی‌گردد سرم مست·به پیشم باده خوکرد من نه
  9. 9 خمش ای ناطقه بسیارگویم·سخن را پیش شاه فرد من نه

ganjoor: sh2338 · public domain