ديوان شمس› غزل ٢٣٤٠› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
- ز بس پیوستگی بیگانه باشیم سلامم زان نکردی بر سر راه
G2340:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چنین میزن دو دستک تا سحرگاه·که در رقص است آن دلدار و دلخواه
- 2 همیگو آنچ میدانم من و تو·ولی پنهان کنش در ذکر الله
- 3 فغان کردن ز شیر حق بیاموز·نکردی آه پرخون جز که در چاه
- 4 درآ چون شیر و پنجه بر جهان زن·چه جنبانی به دستان دم چو روباه
- 5 ز بس پیوستگی بیگانه باشیم·سلامم زان نکردی بر سر راه
- 6 چو قرآن را نداند جز که قربان·بیا قربان شو اندر عید این شاه
- 7 شبی که عشق باشد میهمانم·ببینم بدر را بیاول ماه
ganjoor: sh2340 · public domain