ديوان شمس› غزل ٢٣٥٠› بيت ٥ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
- چون عشق تو زاد حرص تو مرد بیکار شوی هزارکاره
G2350:5
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 آمد مه و لشکر ستاره·خورشید گریخت یک سواره
- 2 آن مه که ز روز و شب برون است·کو چشم که تا کند نظاره
- 3 چشمی که مناره را نبیند·چون بیند مرغ بر مناره
- 4 ابر دل ما ز عشق این مه·گه گردد جمع و گاه پاره
- 5 چون عشق تو زاد حرص تو مرد·بیکار شوی هزارکاره
- 6 چون آخر کار لعل گردد·بیکار نبودهست خاره
- 7 گر بر سر کوی عشق بینی·سرهای بریده بر قناره
- 8 مگریز درآ تمام بنگر·زنده شده گشتگان دوباره
ganjoor: sh2350 · public domain