ديوان شمس غزل ٢٣٥٣ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۵۳

  1. جان آب لطیف دیده خود را در خویش دو چشم را گشاده

G2353:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 جان آمده در جهان ساده·وز مرکب تن شده پیاده
  2. 2 سیل آمد و درربود جان را·آن سیل ز بحرها زیاده
  3. 3 جان آب لطیف دیده خود را·در خویش دو چشم را گشاده
  4. 4 از خود شیرین چنانک شکر·وز خویش بجوش همچو باده
  5. 5 خلقان بنهاده چشم در جان·جان چشم به خویش درنهاده
  6. 6 خود را هم خویش سجده کرده·بی‌ساجد و مسجد و سجاده
  7. 7 هم بر لب خویش بوسه داده·کای شادی جان و جان شاده
  8. 8 هر چیز ز همدگر بزاید·ای جان تو ز هیچ کس نزاده
  9. 9 می‌راند سوی شهر تبریز·جان چون شتر و بدن قلاده

ganjoor: sh2353 · public domain