ديوان شمس› غزل ٢٣٥٧› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۵۷
- خلقی ز جدایی عصیرت بر راه فتاده چون عصاره
G2357:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای گشته دلت چو سنگ خاره·با خاره و سنگ چیست چاره
- 2 با خاره چه چاره شیشهها را·جز آنک شوند پاره پاره
- 3 زان میخندی چو صبح صادق·تا پیش تو جان دهد ستاره
- 4 تا عشق کنار خویش بگشاد·اندیشه گریخت بر کناره
- 5 چون صبر بدید آن هزیمت·او نیز بجست یک سواره
- 6 شد صبر و خرد بماند سودا·میگرید و میکند حراره
- 7 خلقی ز جدایی عصیرت·بر راه فتاده چون عصاره
- 8 هر چند شدهست خون جگرشان·چستند در این ره و چه کاره
- 9 بیگانه شدیم بهر این کار·با عقل و دل هزارکاره
- 10 العشق حقیقه الاماره·و الشعر طباله الاماره
- 11 احذر فامیرنا مغیر·کل سحر لدیه غاره
- 12 اترک هذا وصف فراقا·تنشق لهوله العباره
- 13 بگریخت امام ای مؤذن·خاموش فرورو از مناره
ganjoor: sh2357 · public domain