ديوان شمس› غزل ٢٣٦٤› بيت ١٢ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۶۴
- بر صلاح الدین چه داند هر کسی بگریستن هم کسی باید که داند بر کسان بگریسته
G2364:12
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته·دل میان خون نشسته عقل و جان بگریسته
- 2 چون به عالم نیست یک کس مر مکانت را عوض·در عزای تو مکان و لامکان بگریسته
- 3 جبرئیل و قدسیان را بال و پر ازرق شده·انبیا و اولیا را دیدگان بگریسته
- 4 اندر این ماتم دریغا تاب گفتارم نماند·تا مثالی وانمایم کان چنان بگریسته
- 5 چون از این خانه برفتی سقف دولت درشکست·لاجرم دولت بر اهل امتحان بگریسته
- 6 در حقیقت صد جهان بودی نبودی یک کسی·دوش دیدم آن جهان بر این جهان بگریسته
- 7 چو ز دیده دور گشتی رفت دیده در پیت·جان پی دیده بمانده خون چکان بگریسته
- 8 غیرت تو گر نبودی اشکها باریدمی·همچنین به خون چکان دل در نهان بگریسته
- 9 مشکها باید چه جای اشکها در هجر تو·هر نفس خونابه گشته هر زمان بگریسته
- 10 ای دریغا ای دریغا ای دریغا ای دریغ·بر چنان چشم عیان چشم گمان بگریسته
- 11 شه صلاح الدین برفتی ای همای گرم رو·از کمان جستی چو تیر و آن کمان بگریسته
- 12 بر صلاح الدین چه داند هر کسی بگریستن·هم کسی باید که داند بر کسان بگریسته
ganjoor: sh2364 · public domain