ديوان شمس› غزل ٢٣٨٤› بيت ٨ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۸۴
- شمس تبریزی مرادم زلف توست گرچه کردم من بیان از سلسله
G2384:8
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 جستهاند دیوانگان از سلسله·ز آنک برزد بوی جان از سلسله
- 2 نعرهها از عاشقان برخاسته·الامان و الامان از سلسله
- 3 جان مشتاقان نمیگنجد همی·در زمین و آسمان از سلسله
- 4 پیش لیلی میبرم من هر دمی·جان مجنون ارمغان از سلسله
- 5 حلقههای عشق تو در گوش ماست·هوش ما را تو مران از سلسله
- 6 فتنه بین کز سلسله انگیختی·فتنه را هم مینشان از سلسله
- 7 صد نشان بر پای جان از بند توست·گرچه جان شد بینشان از سلسله
- 8 شمس تبریزی مرادم زلف توست·گرچه کردم من بیان از سلسله
ganjoor: sh2384 · public domain