ديوان شمس› غزل ٢٣٨٧› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۸۷
- شرط است بیقراری با آهوی تتاری ترک خطا چو آمد ای بس خطای توبه
G2387:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه·با آن جمال و خوبی آخر چه جای توبه
- 2 هم زهد برشکسته هم توبه توبه کرده·چون هست عاشقان را کاری ورای توبه
- 3 چون از جهان رمیدی در نور جان رسیدی·چون شمع سر بریدی بشکن تو پای توبه
- 4 شرط است بیقراری با آهوی تتاری·ترک خطا چو آمد ای بس خطای توبه
- 5 در صید چون درآید بس جان که او رباید·یک تیر غمزه او صد خونبهای توبه
- 6 چون هر سحر خیالش بر عاشقان بتازد·گرد غبار اسبش صد توتیای توبه
- 7 از باده لب او مخمور گشته جانها·و آن چشم پرخمارش داده سزای توبه
- 8 تا باغ عاشقان را سرسبز و تازه کردی·حسنت خراب کرده بام و سرای توبه
- 9 ای توبه برگشاده بیشمس حق تبریز·روزی که ره نماید ای وای وای توبه
ganjoor: sh2387 · public domain