ديوان شمس› غزل ٢٣٩› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹
- چه گویم چه دانم که این داستان فزونست از حد و امکان ما
G239:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 کرانی ندارد بیابان ما·قراری ندارد دل و جان ما
- 2 جهان در جهان نقش و صورت گرفت·کدامست از این نقشها آن ما
- 3 چو در ره ببینی بریده سری·که غلطان رود سوی میدان ما
- 4 از او پرس از او پرس اسرار ما·کز او بشنوی سر پنهان ما
- 5 چه بودی که یک گوش پیدا شدی·حریف زبانهای مرغان ما
- 6 چه بودی که یک مرغ پران شدی·برو طوق سر سلیمان ما
- 7 چه گویم چه دانم که این داستان·فزونست از حد و امکان ما
- 8 چگونه زنم دم که هر دم به دم·پریشانترست این پریشان ما
- 9 چه کبکان و بازان ستان میپرند·میان هوای کهستان ما
- 10 میان هوایی که هفتم هواست·که بر اوج آنست ایوان ما
- 11 از این داستان بگذر از من مپرس·که درهم شکستهست دستان ما
- 12 صلاح الحق و دین نماید تو را·جمال شهنشاه و سلطان ما
ganjoor: sh239 · public domain