ديوان شمس غزل ٢٣٩١ بيت ١٠ → السابق

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۱

  1. ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده

G2391:10

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده·دروازه بلا را بر عشق باز کرده
  2. 2 بازار یوسفان را از حسن برشکسته·دکان شکران را یک یک فراز کرده
  3. 3 شمشیر درنهاده سرهای سروران را·و آن گاهشان ز معنی بس سرفراز کرده
  4. 4 خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته·و آن گاه بر جنازه هر یک نماز کرده
  5. 5 آن حلقه‌های زلفت حلق که راست روزی·ای ما برون حلقه گردن دراز کرده
  6. 6 از بس که نوح عشقت چون نوح نوحه دارد·کشتی جان ما را دریای راز کرده
  7. 7 ای یک ختن شکسته ای صد ختن نموده·وز نیم غمزه ترکی سیصد طراز کرده
  8. 8 بخت ابد نهاده پای تو را به رخ بر·کت بنده کمینم وآنگه تو ناز کرده
  9. 9 ای خاک پای نازت سرهای نازنینان·وز بهر ناز تو حق شکل نیاز کرده
  10. 10 ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز·گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده

ganjoor: sh2391 · public domain