ديوان شمس› غزل ٢٤٠٤› بيت ١٠ → السابق
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۰۴
- ای که ز تبریز تو عید جهان شمس دین هین که رسید آفتاب جانب برج بره
G2404:10
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره·تا چه زند زهره از آینه و جندره
- 2 پیش تو افتاده ماه بر ره سودای عشق·ریخته گلگونهاش یاوه شده قنجره
- 3 پنجرهای شد سماع سوی گلستان تو·گوش و دل عاشقان بر سر این پنجره
- 4 آه که این پنجره هست حجابی عظیم·رو که حجابی خوش است هیچ مگو ای سره
- 5 از شکرینی که هست بهر بخاییدنش·لب همه دندان شدهست بر مثل دستره
- 6 دست دل خویش را دیدم در خمرهای·گفتم خواجه حکیم چیست در این خنبره
- 7 گفت شراب کسی کو همگی چرخ را·با همه دولاب جان می نخرد یک تره
- 8 کره گردون تند پیشش پالانیی·بر سر میدان او جان خر باتوبره
- 9 ای شه فارغ از آن باشد در لشکرت·نصرت بر میمنه دولت بر میسره
- 10 ای که ز تبریز تو عید جهان شمس دین·هین که رسید آفتاب جانب برج بره
ganjoor: sh2404 · public domain