ديوان شمس غزل ٢٤٢٨ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۲۸

  1. گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بین و آن نرگس خمار بین و آن غنچه‌های احمری

G2428:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری·گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری
  2. 2 رومی‌رخان ماه‌وش زاییده از خاک حبش·چون نومسلمانان خوش بیرون شده از کافری
  3. 3 گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بین·و آن نرگس خمار بین و آن غنچه‌های احمری
  4. 4 گلبرگ‌ها بر همدگر افتاده بین چون سیم و زر·آویزها و حلقه‌ها بی دستگاه زرگری
  5. 5 در جان بلبل گل نگر وز گل به عقل کل نگر·وز رنگ در بی‌رنگ پر تا بوک آن جا ره بری
  6. 6 گل عقل غارت می‌کند نسرین اشارت می‌کند·کاینک پس پرده است آن کاو می‌کند صورتگری
  7. 7 ای صلح داده جنگ را وی آب داده سنگ را·چون این گل بدرنگ را در رنگ‌ها می‌آوری
  8. 8 گر شاخه‌ها دارد تری ور سرو دارد سروری·ور گل کند صد دلبری ای جان تو چیزی دیگری
  9. 9 چه جای باغ و راغ و گل چه جای نقل و جام مل·چه جای روح و عقل کل کز جان جان هم خوشتری

ganjoor: sh2428 · public domain