ديوان شمس› غزل ٢٤٥٠› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۵۰
- با صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشین گر پای در بیرون نهی زین خانقاه شش دری
G2450:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری·و آن لطف بیحد زان کند تا هیچ از حد نگذری
- 2 با صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشین·گر پای در بیرون نهی زین خانقاه شش دری
- 3 داری دری پنهان صفت شش در مجو و شش جهت·پنهان دری که هر شبی زان در همیبیرون پری
- 4 چون میپری بر پای تو رشته خیالی بستهاند·تا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سری
- 5 بازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدن·هست این جهان همچون رحم این جمله خون زان میخوری
- 6 جان را چو بررویید پر شد بیضه تن را شکست·جان جعفر طیار شد تا مینماید جعفری
ganjoor: sh2450 · public domain