ديوان شمس› غزل ٢٤٦› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۶
- آتش عشق زن در این پنبه همچو حلاج و همچو اهل صفا
G246:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 صد دهل میزنند در دل ما·بانگ آن بشنویم ما فردا
- 2 پنبه در گوش و موی در چشمست·غم فردا و وسوسه سودا
- 3 آتش عشق زن در این پنبه·همچو حلاج و همچو اهل صفا
- 4 آتش و پنبه را چه میداری·این دو ضدند و ضد نکرد بقا
- 5 چون ملاقات عشق نزدیکست·خوش لقا شو برای روز لقا
- 6 مرگ ما شادی و ملاقاتست·گر تو را ماتمست رو زین جا
- 7 چونک زندان ماست این دنیا·عیش باشد خراب زندانها
- 8 آنک زندان او چنین خوش بود·چون بود مجلس جهان آرا
- 9 تو وفا را مجو در این زندان·که در این جا وفا نکرد وفا
ganjoor: sh246 · public domain