ديوان شمس› غزل ٢٤٧٤› بيت ٦ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۴
- صدق نهنده هم توی در دل هر موحدی نقش کننده هم توی در دل هر مشبهی
G2474:6
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی·لایق خرکمان من نیست در این جهان زهی
- 2 بحر کمینه شربتم کوه کمینه لقمهام·من چه نهنگم ای خدا بازگشا مرا رهی
- 3 تشنهتر از اجل منم دوزخ وار میتنم·هیچ رسد عجب مرا لقمه زفت فربهی
- 4 نیست نزار عشق را جز که وصال داروی·نیست دهان عشق را جز کف تو علف دهی
- 5 عقل به دام تو رسد هم سر و ریش گم کند·گرچه بود گران سری گرچه بود سبک جهی
- 6 صدق نهنده هم توی در دل هر موحدی·نقش کننده هم توی در دل هر مشبهی
- 7 نوح ز اوج موج تو گشته حریف تختهای·روح ز بوی کوی تو مست و خراب و والهی
- 8 خامش باش و بازرو جانب قصر خامشان·باز به شهر عشق رو ای تو فکنده در دهی
ganjoor: sh2474 · public domain