ديوان شمس› غزل ٢٤٧٥› بيت ٧ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۵
- بر در و بام دل نگر جمله نشان پای توست بر در و بام مردمان دوش چرا دویدهای
G2475:7
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهای·دست جفا گشادهای پای وفا کشیدهای
- 2 دوش ز درد دل مها تا به سحر نخفتهام·ز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیدهای
- 3 ای دم آتشین من خیز توی گواه دل·ای شب دوش من بیا راست بگو چه دیدهای
- 4 آینهای خریدهای مینگری به روی خود·در پس پرده رفتهای پرده من دریدهای
- 5 عقل کجا که من کنون چاره کار خود کنم·عقل برفت یاوه شد تا تو به من رسیدهای
- 6 لعبت صورت مرا دوختهای به جادوی·سوزنهای بوالعجب در دل من خلیدهای
- 7 بر در و بام دل نگر جمله نشان پای توست·بر در و بام مردمان دوش چرا دویدهای
- 8 هر کی حدیث میکند بر لب او نظر کنم·از هوس دهان تو تا لب کی گزیدهای
- 9 تهمت دزد برنهم هر کی دهد نشان تو·کاین ز کجا گرفتهای وین ز کجا خریدهای
ganjoor: sh2475 · public domain