ديوان شمس› غزل ٢٤٧٧› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۷۷
- جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
G2477:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی·خاربنان خشک را از گل او طراوتی
- 2 جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی·سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی
- 3 از گذری که او کند گردد سرد دوزخی·وز نظری که افکند زنده شود ولایتی
- 4 مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود·گر بت من ز مردهای یاد کند حکایتی
- 5 آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنهای·آنک ز لطف قامتش هر طرفی قیامتی
- 6 آه که در فراق او هر قدمی است آتشی·آه که از هوای او میرسدم ملامتی
ganjoor: sh2477 · public domain