ديوان شمس غزل ٢٤٨١ بيت ٣ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۸۱

  1. مستک خویش گشته‌ای گه ترشک گهی خوشک نازک و کبرکت که چه در هنرک نغولکی

G2481:3

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی·رو که بدین عاشقی سخت عظیم گولکی
  2. 2 ای تو فضول در هوا ای تو ملول در خدا·چون تو از آن قان نه‌ای رو که یکی مغولکی
  3. 3 مستک خویش گشته‌ای گه ترشک گهی خوشک·نازک و کبرکت که چه در هنرک نغولکی
  4. 4 گر تو کتاب خانه‌ای طالب باغ جان نه‌ای·گرچه اصیلکی ولی خواجه تو بی‌اصولکی
  5. 5 رو تو به کیمیای جان مس وجود خرج کن·تا نشوی از او چو زر در غم نیم پولکی
  6. 6 گفتم با ضمیر خود چند خیال جسمیان·یا تو ز هر فسرده‌ای سوی دلم رسولکی
  7. 7 نور خدایگان جان در تبریز شمس دین·کرد طریق سالکان ایمن اگر تو غولکی

ganjoor: sh2481 · public domain