ديوان شمس غزل ٢٤٨٩ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۸۹

  1. دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب او غاشیه تو را کشد بر سر خود به چاکری

G2489:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری·تا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتری
  2. 2 ور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کند·در مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
  3. 3 آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهد·ای صنما به جان تو کاینه در بننگری
  4. 4 دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب او·غاشیه تو را کشد بر سر خود به چاکری
  5. 5 دولت سنگ پاره‌ای گرچه بیافت چاره‌ای·در تن خویش بنگرد بیند وصف گوهری
  6. 6 ای دل باز شکل من جانب دست عشق او·با پر عشق او بپر چند به پر خود پری
  7. 7 در پی شاه شمس دین تا تبریز می‌دوان·لشکر عشق با وی است رو که تو هم ز لشکری

ganjoor: sh2489 · public domain