ديوان شمس› غزل ٢٥٠٩› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۰۹
- شها همراز مرغانی و هم افسون دیوانی بر این دیوانه هم شاید که افسونی فروخوانی
G2509:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی·فغان برخاست از جانهای مجنونان روحانی
- 2 میان نعرهها بشناخت آواز مرا آن شه·که صافی گشته بود آوازم از انفاس حیوانی
- 3 اشارت کرد شاهانه که جست از بند دیوانه·اگر دیوانهام شاها تو دیوان را سلیمانی
- 4 شها همراز مرغانی و هم افسون دیوانی·بر این دیوانه هم شاید که افسونی فروخوانی
- 5 به پیش شاه شد پیری که بربندش به زنجیری·کز این دیوانه در دیوان بس آشوب است و ویرانی
- 6 شه من گفت کاین مجنون به جز زنجیر زلف من·دگر زنجیر نپذیرد تو خوی او نمیدانی
- 7 هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد·الیناراجعون گردد که او بازی است سلطانی
ganjoor: sh2509 · public domain