ديوان شمس غزل ٢٥٥٢ بيت ٤ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۵۲

  1. که بیخ بیشه جان را همه رگ‌های شیران را بداند یک به یک آن را بدیده نورافزایی

G2552:4

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی·که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی
  2. 2 طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان·ز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی
  3. 3 دورویی با چنان رویی پلیدی در چنان جویی·چه گنجد پیش صدیقان نفاقی کارفرمایی
  4. 4 که بیخ بیشه جان را همه رگ‌های شیران را·بداند یک به یک آن را بدیده نورافزایی
  5. 5 بداند عاقبت‌ها را فرستد راتبت‌ها را·ببخشد عافیت‌ها را به هر صدیق و یکتایی
  6. 6 براندازد نقابی را نماید آفتابی را·دهد نوری خدایی را کند او تازه انشایی
  7. 7 اگر این شه دورو باشد نه آنش خلق و خو باشد·برای جست و جو باشد ز فکر نفس کژپایی
  8. 8 دورویی او است بی‌کینه ازیرا او است آیینه·ز عکس تو در آن سینه نماید کین و بدرایی
  9. 9 مزن پهلو به آن نوری که مانی تا ابد کوری·تو با شیران مکن زوری که روباهی به سودایی
  10. 10 که با شیران مری کردن سگان را بشکند گردن·نه مکری ماند و نی فن ، نه دورویی نه صدتایی

ganjoor: sh2552 · public domain