ديوان شمس غزل ٢٥٦٨ بيت ٦ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۶۸

  1. روپوش کند او هم با محرم و نامحرم گویند فلان بنده گوید که عجب کی کی

G2568:6

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی·چستی کن و ترکی کن نی نرمی و تاجیکی
  2. 2 داریم سری کان سر بی‌تن بزید چون مه·گر گردن ما دارد در عشق تو باریکی
  3. 3 شاهیم نه سه روزه لعلیم نه پیروزه·عشقیم نه سردستی مستیم نه از سیکی
  4. 4 من بنده خوبانم هر چند بدم گویند·با زشت نیامیزم هر چند کند نیکی
  5. 5 عشاق بسی دارد من از حسد ایشان·بیگانه همی‌باشم از غایت نزدیکی
  6. 6 روپوش کند او هم با محرم و نامحرم·گویند فلان بنده گوید که عجب کی کی
  7. 7 طفلی است سخن گفتن مردی است خمش کردن·تو رستم چالاکی نی کودک چالیکی

ganjoor: sh2568 · public domain