ديوان شمس› غزل ٢٥٧› بيت ٤ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷
- در بن خانهست جهان تنگ و منگ زود برآیید به بام سرا
G257:4
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 لعل لبش داد کنون مر مرا·آنچ تو را لعل کند مر مرا
- 2 گلبن خندان به دل و جان بگفت·برگ منت هست به گلشن برآ
- 3 گر نخریدهست جهان را ز غم·مژده چرا داد خدا کهاشتری؟
- 4 در بن خانهست جهان تنگ و منگ·زود برآیید به بام سرا
- 5 صورت اقبال شکرریز گفت·شکر چو کم نیست شکایت چرا
- 6 ساغر بر دست خرامان رسید·فخر من و فخر همه ماورا
- 7 جام مباح آمد هین نوش کن·باز ره از غابر و از ماجرا
- 8 ساغر اول چو دود بر سرت·سجده کند عقل جنون تو را
- 9 فاش مکن فاش تو اسرار عرش·در سخنی زاده ز تحت الثری
ganjoor: sh257 · public domain