ديوان شمس› غزل ٢٥٧٥› بيت ٣ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷۵
- آن میوه که از لطفش می آب شود در کف و آن میوه نورش را بر کف بنهادن نی
G2575:3
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 هر لحظه یکی صورت میبینی و زادن نی·جز دیده فزودن نی جز چشم گشودن نی
- 2 از نعمت روحانی در مجلس پنهانی·چندانک خوری می خور دستوری دادن نی
- 3 آن میوه که از لطفش می آب شود در کف·و آن میوه نورش را بر کف بنهادن نی
- 4 این بوی که از زلف آن ترک خطا آمد·در مشک تتاری نی در عنبر و لادن نی
- 5 میکوبد تقدیرش در هاون تن جان را·وین سرمه عشق او اندرخور هاون نی
- 6 دیدی تو چنین سرمه کو هاونها ساید·تا بازرود آن جا آن جا که تو و من نی
- 7 آن جا روش و دین نی جز باغ نوآیین نی·جز گلبن و نسرین نی جز لاله و سوسن نی
- 8 بگذار تنیها را بشنو ارنیها را·چون سوخت منیها را پس طعنه گه لن نی
- 9 تن را تو مبر سوی شمس الحق تبریزی·کز غلبه جان آن جا جای سر سوزن نی
ganjoor: sh2575 · public domain