ديوان شمس› غزل ٢٦٤٦› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۴۶
- تو نور خاطر این شب روانی برای خاطر ایشان نخسبی
G2646:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی·برآری کار محتاجان نخسبی
- 2 تو نور خاطر این شب روانی·برای خاطر ایشان نخسبی
- 3 شبی بر گرد محبوسان گردون·بگردی ای مه تابان نخسبی
- 4 جهان کشتی و تو نوح زمانی·نگاهش داری از طوفان نخسبی
- 5 شب قدری که دادی وعده آن روز·دراندیشی از آن پیمان نخسبی
- 6 مخسب ای جان که خفتن آن ندارد·چه باشد چون تو داری آن نخسبی
- 7 توی شه پیل و پیش آهنگ پیلان·چو کردی یاد هندستان نخسبی
- 8 تو نپسندی ز داد و رحمت خویش·که بستان را کنی زندان نخسبی
- 9 اگر خسبی نخسبد جز که چشمت·توی آن نور جاویدان نخسبی
- 10 خمش کردم نگویم تا تو گویی·سخن گویان سخن گویان نخسبی
- 11 چو روی شمس تبریزی بدیدی·سزد کز عشق آن سلطان نخسبی
ganjoor: sh2646 · public domain