ديوان شمس› غزل ٢٦٥٦› بيت ٢ → السابق · التالي ←
ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۵۶
- برهنه شد ز صد پرده دل و عشق نشسته دو به دو جانی و جانی
G2656:2
بلغتك
لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح هذا البيت
لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:
الغزل الكامل ↗
- 1 نه آتشهای ما را ترجمانی·نه اسرار دل ما را زبانی
- 2 برهنه شد ز صد پرده دل و عشق·نشسته دو به دو جانی و جانی
- 3 میان هر دو گر جبریل آید·نباشد ز آتشش یک دم امانی
- 4 به هر لحظه وصال اندر وصالی·به هر سویی عیان اندر عیانی
- 5 ببینی تو چه سلطانان معنی·به گوشه بامشان چون پاسبانی
- 6 سرشته وصل یزدان کوه طور است·در آن کان تاب نارد یک زمانی
- 7 اگر صد عقل کل بر هم ببندی·نگردد بامشان را نردبانی
- 8 نشانیهای مردان سجده آرد·اگر زان بینشان گویم نشانی
- 9 از آن نوری که حرف آن جا نگنجد·تو را این حرف گشته ارمغانی
- 10 کمر شد حرفها از شمس تبریز·بیا بربند اگر داری میانی
ganjoor: sh2656 · public domain